04-02

اگر اسرائیل نابود بشود و فلسطین آزاد بشود، چه نفعی برای شیعیان دارد؟ آن موقع فلسطینی‌ها هم برای خودشان دولت تشکیل می‌دهند. این چه ربطی به ایران دارد؟ البته من از مخالفین نیستم فقط برای من سوال پیش آمده است.

●- اگر مقولۀ رژیم جعلی و سفاک اسرائیل و متقابلاً فلسطین و فلسطینی‌ها، یک مقولۀ داخلی در آن سرزمین می‌باشد، پس چرا تمامی مواضع و عملکردهای سیاسی، نظامی، اقتصادی و جاسوسی امریکا، انگلیس، فرانسه …؛ و حتی روابط بین الملل آنها، و دوستی و دشمنی با کشورها، ملت‌ها، حکومت‌ها و دولت‌های دیگر در منطقه و جهان، حول محور “اسرائیل” و به تناسب منافع اسرائیل شکل می‌گیرد؛ و چرا “اسرائیل” مسئله نخست نظام سلطه است؛ چرا تمامی دولت‌های غربی، از اسرائیل دفاع می‌کنند؛ و چرا سایر دولت‌ها باید مواضع دوستانۀ خود با اسرائیل را رسماً اعلام کنند، تا مورد قهر امریکا و نظام سلطه قرار نگیرند …؟! پس، مسئلۀ رژیم جعلی اسرائیل، یک مسئلۀ “ملی” و محدود به سرزمین فلسطین نمی‌باشد؛ بلکه یک مسئلۀ جهانی است.

حال آیا می‌توان گفت: اسرائیل به همه مربوط است به غیر از ایران و ایرانی‌ها!

●- هیچ‌گاه پیش از شناخت چرایی و یا چگونگی پیدایش یک ویروس یا غدۀ سرطانی و نیز آگاهی از عملکرد و اثر سوء آن در مملکت بدن، نمی‌توان گفت: «حتماً باید نابود شود»!

هیچ‌گاه پیش از شناخت چرایی و یا چگونگی پیدایش رذایلی چون کفر، شرک و هر فساد، ظلم و گناهی و نیز آگاهی از عملکرد و اثر سوء آن در مملکت وجود، نمی‌توان گفت: «حتماً باید نابود شود»!

حکومت‌ها نیز چنین هستند؛ لذا پیش از شناسایی چگونگی و چرایی پیدایش و نیز اثر آنها در یک مملکت، منطقه، قاره و جهان، و شناخت از اهداف و عملکردها، نمی‌توان فهمید که «چرا باید نابود شود»؟! البته قصد و امکان ما در این مجال محدود، شرح تاریخچه نیست، لذا فقط اشاره‌ای می‌شود.

صهیون (sion یاSiyon)، که ریشۀ واژۀ “صهیونیسم” می‌باشد، به معنی کوه خشک یا پر آفتاب و نام تپه‌ای در جنوب غربی شهر بیت المقدس در سرزمین فلسطین می‌باشد. سابقۀ این منطقه و نامش نه فقطدر میان یهود، بلکه در تاریخ بشر قدمت دارد، اما یهودیان کوشیدند تا این تاریخ را مصادره به مطلوب نمایند؛ چنان که در منابع یهود نوشته‌اند: «خدا پس از هبوط به زمین، نشانی مؤمنانش را نمی‌یابد و در سرزمین فلسطین و در دامنه کوه صیون سکنا می‌پذیرد که تا قیامت آنجا بماند! (سفر خروج باب 12 آیه‌ی 12)»!

اما “صهیونیست سیاسی” و اشغال سرزمین‌های فلسطین، برای تشکیل کشوری به نام اسرائیل، و چگونگی تحقق این هدف و …، تاریخچۀ دیگری دارد که شرح آن نیز از موضوع بحث خارج است.

مراحل زیادی طی شد و رایزنی‌های بسیاری انجام گرفت و سرمایه‌های کلانی متمرکز گشت تا «تئودور هرتزل» در سال 1879 میلادی در کنگره «بال» تشکیل دولت یهود در فلسطین و استقرار صهیونیسم سیاسی را اعلام کند.

در هر حال، اگر چه از تئوری تشکیل کشور اسرائیل در سرزمین فلسطین نیز فقط حدود 140 سال می‌گذرد، اما تشکیل رسمی این حکومت در بخش کوچکی از سرزمین‌های اشغالی، عمری کمتر از 85 سال دارد! نخستین رهبر دولت اسرائیل‹‹بن گوریون›› در روز 7 دسامبر 1938، حکومت بر منطقه‌ای کوجک را در دست گرفت.

یهودیان سرزمین فلسطین که آن را ارث آباء و اجدادی خود می‌دانند، فقط 3 درصد از جمعیت آن را تشکیل می‌دادند و همین امروز نیز پس از کشتار مسلمانان، اخراج آنها از سرزمین فلسطین و خانه‌هایشان و گسترش سیل مهاجرت اجباری و اختیاری یهودیانِ بدبخت دنیا [به ویژه از روسیه، لهستان، سایر کشورهای اروپایی و آفریقایی] به اسرائیل، فراوانی این جمعیت به سی تا سی و پنج رسیده است.

●- در هر حال، “اسرائیل” یک رژیم سیاسی و حکومتیِ “انگلیس بنیان” می‌باشد. پس از جنگ جهانی اول و شکست امپراطوری عثمانی، سرزمین فلسطین که در آن دوران بسیاری از کشورهای عربی چون سوریه، اردن، بخش بزرگی از مصر و … را نیز شامل می‌شد، به اشغال نظامیان انگلیس درآمد و پس از پایان قیمومیت انگلیس در 15 مه 1948، یعنی حدود 73 سال پیش، حکومت جعلی اسرائیل جایگزین گردید.

رژیم اسرائیل، در ابتدا فقط چند گروه تروریستی بود و کم‌کم به گروه‌های شبه نظامی مبدل شدند، مانند سازمان منافقین، القاعده و داعش؛ و با کشتارهای عجیب و غریب و هولناک، و حمله به خانه‌های مسلمانان فلسطینی و جنایات وحشیانه، مسلمانان را فراری می‌دادند؛ تا آرام آرام سرزمین‌های بیشتری را از همین طریق به تصاحب خود درآوردند و … .

هدف نهایی:

هدف انگلیس و باند صیهونیسم بین الملل، از تشکیل حکومت جعلی اسرائیل در سرزمین‌های فلسطین، صرفاً اختصاص یک منطقه به یهودیان عرب تبار و مهاجر، و یا در نهایت غرامت هلوکاست دروغین آلمانی، از جیب مسلمانان فلسطینی نبوده و نیست؛ بلکه هدف اصلی، ایجاد یک پایگاه بزرگ و قدرتمند سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی در منطقه، اشغال سوریه، اردن و سپس بخش‌های وسیعی از عربستان سعودی و مصر، و سپس سایر کشورهای منطقه، از جمله ایران، و بالاخره تشکیل “خاورمیانه جدید”، طبق نقشۀ راهبردی امریکا و انگلیس، و با تجزیه کشورها و تبدیل آنها به ایالات مستقل و تحت پوشش امریکا، به مرکزیت و محوریت و مدیریت اسرائیل بوده و می‌باشد.

●- بی‌تردید اگر پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران نبود، و اگر این کشور و این نظام، به رغم جنگ، تحریم، ترور و نفوذ و توطئه‌های گوناگون برای براندازی، به این قدرت نمی‌رسید، بخش اعظم اهداف امریکا و انگلیس در تغییر جغرافیا، تجریه ممکت‌ها و تشکیل خاورمیانه جدید، تا کنون محقق شده بود.

ایران و اسرائیل:

رژیم جعلی و غاصب اسرائیل، برای اشغال سرزمین‌های فلسطین، نزدیک به یک قرن تلاش کرده است، هزینه‌های کلانی پرداخته است، جنگ‌ها و ترورها به راه انداخته است، خانه‌ها را ویران و شهرک‌سازی کرده است و …، اما نه تنها ایران را بدون هیچ زحمتی، به طور کامل تصاحب کرده بود، بلکه نفت و سرمایه‌های این کشور و این ملت، دو دستی تقدیم می‌شد.

در زمان محمد رضا پهلوی، حکومت رسماً به بهاییان واگذار شد که آنها نیز “انگلیس بنیان” و بازوی اجرایی فراماسون و صهیونیسم به محوریت اسرائیلمی‌باشند، چنان که مرکزشان “حیفا” و قبر “عبدالبهاء” نیز در شهر “عکا” در اسرائیل می‌باشد.

شاه که خودش کافر و بندۀ امریکا و انگلیس بود، اما از نخست وزیر این مملکت گرفته، تا رئیس آموزش و پرورش، تا رئیس رادیو و تلویزیون، تا فرمانده‌ها اصلی ارتش، تا رئیس و رؤسای ساواک و …، همه بهایی بودند؛ و البته صنایع، تولید و ثروت‌های کلان نیز متعلق به بهاییان بود که به اسرائیل انتقال می‌دادند.

●- اما خیزش مردم ایران، به رهبری امام خمینی رحمة الله علیه، وقوع انقلاب بزرگ اسلامی، و پایان دادن به رژیم سلطنتی [وابسته به انگلیس، فراماسون و صیونیسم]، و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران، و از همه مهم‌تر، پایداری و استقامت مردم و بالتبع رشد و اعتلای این کشور و نظام، که سبب قدرت منطقه‌ای نیز شده است و مسبب اصلی بیداری اسلامی در جهان اسلام شناخته می‌شود، بسیاری از این نقشه‌ها و توطئه‌های بزرگ علیه تمامی کشورهای منطقه و از جمله ایران را خنثی و یا دست کم متوقف نموده است.

●- بنابراین، نه تنها ما (ملت ایران)، بلکه هیچ انسان و ملت عاقل و با شرفی، رژیم غاصب اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسد تا مهر تأییدی بر جنایاتش نیز باشد؛ و مهم‌تر آن که موجودیت این رژیم، یعنی خطر جدی برای ناامنی منطقه، و حتی تمامیت ارضی کشور ایران و قتل عام و استثمار ملت ایران. از این‌رو، ایستادگی در مقابل رژیم جعلی اسرائیل، در اولویت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قرار می‌گیرد.

برخی از افراد ساده لوح و راحت‌طلب، گمان می‌کنند که اگر جمهوری اسلامی ایران، رژیم جعلی اسرائیل را به رسمیت بشناسد و فقط یک کلمه بگوید که دیگر دشمنی نداریم، تمامی فشارهای امریکا، انگلیس و متحدان اروپایی و نوکران عربی آنها به اتمام می‌رسد و ایران کشور گُل و بلبل می‌شود!
برخی از افراد ساده لوح و راحت‌طلب، گمان می‌کنند که اگر جمهوری اسلامی ایران، رژیم جعلی اسرائیل را به رسمیت بشناسد و فقط یک کلمه بگوید که دیگر دشمنی نداریم، تمامی فشارهای امریکا، انگلیس و متحدان اروپایی و نوکران عربی آنها به اتمام می‌رسد و ایران کشور گُل و بلبل می‌شود! و حال آن که چنین خبطی، جاده صاف‌کن برای نفوذ، غارت، ترور و سپس جنگ و خونریزی و در نهایت تجزیۀ ایران به پنج ایالت مستقل و تحت سیطرۀ امریکا و سلطه اسرائیل خواهد بود!

مشارکت و هم‌افزایی – پرسش و نشانی لینک پاسخ، جهت ارسال به دوستان در فضای مجازی.

پرسش:

اگر اسرائیل نابود شود، در نهایت فلسطینیان نیز تشکیل حکومت و دولت می‌دهند؛ این چه ربطی به ایران و چه منفعتی برای تشیع دارد؟! این برایم سؤال شده است؛ پاسخش چیست؟

ثبت دیدگاه

لطفا همه ی قسمت ها را تکمیل کنید.

1 + 18 =