امیر کرمانشاهی

2 آهنگ
  • چشماتو ببند؛ خیال کن که با زائرایی!
    چشماتو ببند؛ خیال کن که الان کربلایی!
    وقتی عاشقی؛ تو هم اونجایی…
    چشماتو ببند؛ اگه گذاشت گریه بی امونت
    چشماتو ببند، چای عراقی بخور نوش جونت
    حالا که شده گریه مهمونت
    از ما که گذشت… الهی هیچ کس از سفر، جا نمونه
    از ما که گذشت… الهی هیچکی دیگه تنها نمونه…

    دلم بد جوری شکست، هر کاری کردم نشد که برم
    آقا این همه زائر؛ زیادی بودم نبردیم حرم؟
    میترسم حسین! به دنیا اعتمادی ندارم…
    میترسم حسین، سرم رو رو ضریحت نذارم…
    من که تشنه ی روز دیدارم؛ دلتنگ توام ندیدم حرمت رو خرابم
    دلتنگ توام یجوری که نمیشه بخوابم!
    خسته ام حسین، بس که بی تابم…
    نه دیر نشده؛ میدونم قدر این لحظه ها رو

    نه دیر نشده؛ باید بست دیگه این کوله باروُ…
    میام به زودی پیشت؛ قرارمونه حرم ایشاالله
    بذار تعبیر شه رویام، قسم به حق چادر زهرا
    آقا به پات میفتم! به پات میفتم…
    چشم به هم زدیم؛ شبای بیقراری تموم شد
    چشم به هم زدیم، شبای روضه داری تموم شد
    فصل گریه و زاری تموم شد؛ ترسم از اینه نباشم و سال بعدوُ نبینم
    زیر خاک باشم نبینم زائر اربعینم؛ ترسم از اینه حرمو میبینم
    آرزوم اینه؛ که پای روضه ها مو سپید شم

    آرزوم این؛ که پیش مادرت رو سفید شم آرزوم اینه…
    اگه زنده نبودم یاد کنید، از من شبا تو هیئت
    اگه دیگه نبودم یاد کنید، از من رفتید زیارت
    آقا چشم انتظارم؛ که وقتِ مرگم بیای کنارم
    آقا خودت میدونی، جز تو به هیچ کس امید ندارم
    آقا دار و ندارم دار و ندارم دار و ندارم…
    آقا بیا کنارم ای کس و کارم؛ تویی قرارم
    آقا به پات میفتم… به پات میفتم…
    آقا بیا کنارم ای کس و کارم؛ تویی قرارم
    آقا نبردیم حرم… نبردیم حرم… نبردیم حرم…!

  • ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

    تصور کن اربعین کربلا؛ پیاده روی زائرا موکبا

    تو هم کوله تو بستی زائر شدی؛ به اذن علی ابن موسی الرضا

    تصور کن کوله رو دوشته! صدای تزورونی تو گوشته…

    پل زائرو تا که بالا میری؛ تموم حرم توی آغوشته!

    فکرشو بکن میگن؛ اربعین کربلا بسته شد!

    بساط سفر چیده شه جمع بشه، برام سخته باور کنم لحظه ای

    یه زائر هم از اربعین کم بشه….

    حال و روز دل منو ببین؛ لاتنسانی فی یوم الاربعین

     

    تصور کن اربعین جاده ها؛ همه موکبا خالی از زائرا

    کسی هم نباشه بیاد و بگه؛ هله بیکم زائر کربلا

    تصور کن تربتی که دواست؛ همون سرزمینی که دارالشفاست…

    با این حال بیاد اربعینو بگن؛ مسیر حرم خالی از زائراست!

    حالمو ببین؛ منی که همه فکر و ذکرم تویی

    شب و روز ندارم پر از دلهره ام؛ به جای عمودای بین مسیر

    دارم اشکای چشممو میشمرم…

    حال و روز دل منو ببین؛ لاتنسانی فی یوم الاربعین